مدلوپ
این برنامه را نصب کن !

هوشنگ ابتهاج درگذشت

هوشنگ ابتهاج متخلص به سایه شاعر در تاریخ 19 مرداد 1401 درگذشت.

«هوشنگ ابتهاج» دار فانی را وداع گفت

امیر هوشنگ ابتهاج معروف به "ه.الف سایه" مردی از جنس شعر و ادب فارسی یکشنبه 6 اسفند 1306 در رشت متولد شد . امیر هوشنگ ابتهاج یکشنبه 6 اسفند 1306 در رشت متولد شد. پدرش «آقاخان ابتهاج» از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود. پدربزرگ او یعنی «ابراهیم ابتهاج الملک» گرگانی و مادربزرگش اهل رشت بود. پدربزرگش مسئول گمرک بود و در زمان تسلط جنگلی‌ها بر جنگل توسط یکی از آنها، یا به روایتی توسط یکی از کشاورزانش، کشته‌شد.

درگذشت هوشنگ ابتهاج

هوشنگ ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام گالیا شد که در رشت ساکن بود و این عشق دوران جوانی دست مایه اشعار عاشقانه‌اي شد که در آن ایام سرود. بعد ها که ایران غرق خون ریزی و جنگ و بحران شد، شعری با اشاره به همان روابط عاشقانه‌اش با گالیا سرود. درسال 1337 با خانم آلما مایکیال ازدواج کرد و حاصل این ازدواج چهار فرزند به نامهای یلدا «1338»، کیوان «1339»،آسیا «1340»، و کاوه «1341» می‌باشد.
وی در سال 1374 برای شعر خوانی و سخنرانی درباره ی دیوان حافظ به آمریکا ( شهر های برکلی، لوس آنجلس ، دالاس ، نیویورک ، فیلادلفیا ، سن دیگو و سیاتل سفر کرد . این شاعر در ترویج شعر فارسی و ادبیات فارسی نقش بسزایی داشت .
او در سال 1318 با موسیقی و شعر نوشتن آشنا شد . در آغاز خیلی تلاش کرد سمت نیما برود ولی نگرش مدرن و اجتماعی شعر نیما ، به ویژه پس از سرایش ققنوس ، با طبع او که اساسا شاعری غزلسرا بود همخونی نداشت . پس غزل سرایی رو دنبال کرد .

درگذشت شاعر ایرانی هوشنگ ابتهاج

هوشنگ ابتهاج در مصاحبه هایش گفته بود که :هوشنگ ابتهاج: من دو، سه ساعت بیشتر نمی خوابم. صبح خیلی زود بیدار می شوم. خودم چای درست می کنم. صبحانه یک لیوان چای می خورم با کمی نان خشک تا ظهر. روزها می نشینم گاهی تلویزیون تماشا می کنم و می بینم که دنیا روز به روز دیوانه تر می شود.< br> بعد ناهار می خورم و دوباره دیوانگی دنیا را تماشا می کنم. برایم جالب است که بدانم آخر این دیوانگی دنیا, تا به کجا خواهد کشید. بعد شب هم کمی می روم و می خوابم. همین. هیچ کار مهمی نمی کنم.< br> وی به گفته ی خودش مجبور شد که به آلمان مهاجرت کنه چرا که اول یکی از بچه هایش و بعد زنش به هوای بچش رفت آلمان . بعد هم بچه ی دیگش رفت . برای همین مجبور شد که به آلمان مهاجرت کنه .< br> یکی از قشنگ ترین و وایرال ترین آثار هوشنگ ابتهاج این قطعه شعر هستش :

ارغوان می‌بینی؟
به تماشاگه ویرانی ما آمده‌اند…
مانده‌ایم تا ببینیم نبودن را
آخر قصه شنودن را
پشت این پنجره‌ی بسته هنوز
عطر آواز بنان مانده است
شهریار اینجا
شعر نقاشش را خوانده است
آن شب افشاری
با کسایی و قوامی و ادیب
تا قرایی و فرود
وان درآمد از اوج
شجریان، لطفی
چه شبی بود، دریغ
زندگی روی از این غمکده گردانیده است
ارغوان
در و دیوار غریب افتاده چه تماشا دارد؟
یلدا ابتهاج، فرزند هوشنگ ابتهاج (سایه) بامداد امروز چهارشنبه 19 مردادماه 1401 در صفحه‌ی اینستاگرام خود از درگذشتِ این شاعر نامدار ایرانی خبر داد. روحش شاد و یادش گرامی .

مطالب مرتبط
  1. سریال خانگی و پرطرفدار یاغی از فیلیمو
تنظیمات
این پرونده را به اشتراک بگذارید :
Facebook Twitter Google LinkedIn

یادداشت کاربران
درج یک یادداشت:
نام کاربری :
پست الکترونیکی :
وب :
یادداشت :
کد امنیتی :
6 + 4 = ?

جستجو